مرا صد بار از خود برانی دوستت دارم.
به زندان خیانت هم کشانی دوستت دارم. ![]()
چه سود از مهر ورزیدن چه حاصل از وفا کردن. ![]()
مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم![]()

از پیش من هرگز نرو من بی تو تنها می شوم
با حرف هر بیگانه ای رسوای رسوا می شوم
من قطره ام دریای من گم گشته ام در ساحلت
با اینکه نا چیزم ولی من با تو دریا می شوم
وقتی تو دوری از دلم غم می شود مهمان دل
مانند چشم عاشقت همرنگ شبها می شوم
وقتی صدایم می کنی گم می شوم در عاشقی
همراه این عاشق شدن لبریز رویا می شوم
وقتی تو باشی پیش من چیزی نمی خواهد دلم
از پیش من هرگز نرو من بی تو تنها می شوم

مي خواهم تو را در خواب ببينم...
بيشتر مي خوابم تا تو را ...
بيشتر در خواب ببينم ...
اگر بدانم مردگان نيز خواب مي بينند...
مي ميرم ....
تا تو را هميشه در خواب ببينم






آرزويم اين است كه نرود اشك در چشم تو مگر از شوق زياد
و به اندازه هر روز تو عاشق باشي
نوشته شده توسط *•.•*ღ♥ღ الهام ღ♥ღ*•.•* در سه شنبه 1387/02/17 ساعت 23:9 موضوع | لینک ثابت
نوروز ۱۳۸۷ مبارک باد
امیدوارم که غروب ۸۶ طلوع شادیهایتان باشد

بهار می آید حتی به خاطر یک پرستو ، به خاطر شتاب گل
های ارغوانی در شکفتن عاشقانه و به خاطر همه ی قطره
هایی که در چشمان ابر حلقه زده اند.
بهار می آید رستاخیز طبیعت کیمیایی است که خاک را برای
باران و ارغوان و درخت را برای پرستو بهاری می کند.
بهار می آید جهان به ضرب آهنگ عشق جوان می شود.
نوشته شده توسط *•.•*ღ♥ღ الهام ღ♥ღ*•.•* در دوشنبه 1387/01/05 ساعت 0:38 موضوع | لینک ثابت
سلام دوستای گلم خوبین ؟ این پست رو به هیچکس اطلاع ندادم .از اینکه کوتاهی کردم گله نکنین.این آپ رو همین جوری واسه دل خودم کردم .دوستون دارم یه عالمه![]()

دلم گرفته آسمون ، نمي تونم گريه کنم
شکنجه مي شم از خودم ، نمي تونم شکوه کنم
انگاري کوه غصه ها رو سينه من اومده
باز داره باورم مي شه ، خنده به من نيوموده
دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم
تو روزگار بي کسي يه عمره که در به درم
حتي صداي نفسم ، مي گه که توي قفسم
من واسه آتيش زدن يه کوله بار شب بسم
دلم گرفته آسمون ، يه کم منو حوصله کن
نگو که از اين روزگار ، يه خورده کمتر گله کن
منو به بازي مي گيرن عقربه هاي ساعتم
برگه تقويم مي کنه لحظه به لحظه لعنتم
آهاي زمين يه لحظه تو نفس نزن
نچرخ تا آروم بگيره يه آدم شکسته تن






ديشب به معناي شکا يت گريه کرد م
شب بود و من هم تابغايت گريه کردم
ديشب نمي دانم چرا بيگانه بودم
ازدست دل تا بي نهايت گريه کردم
مانند شمعي مملوازتنهائي خود
اي بي مها با در خفا يت گريه کردم
دريا خجالت مي کشد ازاشکهايم
آري به مقدارکفايت گريه کرد م
دا نم که چشمي نيست
اشکم را ببيند اي د ل فقط
محض شکايت گريه کردم ....




نوشته شده توسط *•.•*ღ♥ღ الهام ღ♥ღ*•.•* در دوشنبه 1386/12/27 ساعت 0:23 موضوع | لینک ثابت
چشم چشم دو ابرو نگاه من به هر سو ...
پس چرا نيستي پيشم ؟ نگاه خيس تو كو ؟...
گوش گوش دو تا گوش... 
2 دست باز يه آغوش...
بيا بگير قلبمو يادم تو را فراموش... 
چوب چوب يه گردن ...
جايي نري تو بي من ؟...
دق مي كنم مي ميرم اگه دور بشي از من ...
دست دست دو تا پا...
ياد تو مونده اين جا ...
يادت مياد كه گفتي : بي تو نمي رم هيچ جا ؟....
من ؟من ؟ يه عاشق . همون مجنون سابق...
![]()
به بازار سياه رفتم براي خريدن عشق ولي در ابتداي ورودم روي کاغذي خواندم در غرفه هوس بازان عشق را به حراج گذاشته اند به قيمت نابودي پاک بازان
![]()
من پذیرفتم که عشق افسانه است

این دل درد آشنا دیوانه است

می روم شاید فراموشت کنم
با فراموشی هم آغوشت کنم می روم

از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزادباش

گر چه تو تنها تر از ما می روی

آرزو دارم ولی عاشق شوی

آرزو دارم بفهمی درد را

تلخی بر خوردهای سرد را


نوشته شده توسط *•.•*ღ♥ღ الهام ღ♥ღ*•.•* در یکشنبه 1386/11/28 ساعت 23:16 موضوع | لینک ثابت

در محرم سینه ها غرق ملالی دیگر است
جاری از چل چشمه دلها زلالی دیگر است
با حلولش برنخیزد جز فغان از عاشقان
طاق ابروی محرم را هلالی دیگر است
بس که لحظه لحظه هایش سرخ و عاشورایی است
سیر شیون کردنش امر محالی دیگر است
لحظه ای با لحظه هایش اشک حرمان ریختن
نیست ناممکن ولی محتاج حالی دیگر است
ماتمش اطفال را سازد چو زالان سوگوار
در غمش هر شیرخواری شیر زالی دیگر است
چند روزی با علم نی اسبها را هی کنند
کودکان را در محرم قیل و قالی دیگر است
هیچ کس چون ما نگیرد ماتم این ماه را
با محرم شیعیان را اتصالی دیگر است
تشنه یک سینه ی سیرم، مرا بسمل کنید
بال بال مرغ بسمل، بال بالی دیگر است
عزتی گرهست جز" هیهات منَ الذِله" نیست
درس عشق آموختن کسب کمالی دیگر است
هرچه داریم از حسین(ع) و عشق او داریم ما
هرچه داریم از ابولفضل(ع) با وفا داریم ما
هرچه داریم از شیر زن کربلا داریم ما


با آب طلا نام حسين قاب كنيد ، با نام حسين يادي از آب كنيد ،خواهيد كه سر بلند و جاويد باشيد ، تا توانيد تكيه بر ارباب كنيد .

پرسيدم از هلال چرا قامتت خم است ؟آهي كشيد و گفت كه ماه محرم است
.

كربلا يعني يتيمان حسين ، گريه در شام غريبانه حسين ، كربلا يعني شرف در يك كلام ، بر حسين و كربلاي او سلام

شفاعت بي حسين معنا ندارد ، قيامت بي حسين غوغا ندارد ، حسيني باش تا فردا نگويند ، پرونده ات امضا ندارد



نوشته شده توسط *•.•*ღ♥ღ الهام ღ♥ღ*•.•* در پنجشنبه 1386/10/27 ساعت 2:51 موضوع | لینک ثابت
توجــــــــــــــــــــــــــــــــه اول برین اون متن پایین رو بخونین بعد آپ اصلی رو .

توجــــــــــــــــــــــــــــــــــه
ســـــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــلام دوستای گلم .
خوبین ؟
خوشین ؟![]()
سلامتین ؟![]()

اول بذارین عذر خواهی کنم به خاطر این همه کم لطفی من و این همه محبت شما دوستای گلم . ![]()
این یکی دو ماهه حسابی سرم شلوغ بود به خاطر همین وقت نکردم به خیلی از دوستای گلم که لطف کردن و زحمت کشیدن و اومدن سر زدن و نظر دادن برم سر بزنم و ازشون تشکر کنم . واقعا شرمنده .
تو رو خدا ببخشید . ![]()
قول می دم که دیگه تکرار نشه
و بار آخری بود که این جوری می شه و ازین به بعد طوری برنامه ریزی می کنم که بتونم به همه دوستای گلم سر بزنم .![]()
خوب دیگه وقتتونو زیاد نمی گیرم برین آپ اصلی رو بخونین . ![]()

آهان آهان آهان ………………
یلـــــــــــــــــــــــــــــــــــداتون
مبارک. البته پیشاپیش
ایشالا عمرتون مثل شب یلدا باشه و یلدا به همتون خوش بگذره .
![]()
كلمات نسنجيده ، دوستي هاي باارزشي را تباه كرده اند اما مهرباني هيچ چيز را خراب نمي كند، اجازه بده ديگران هر طور مايلند ، پيش بروند.
![]()
شاید این ثانیه ی نیومده آخرین فرصت خوشبختی ماست
زشت و زیبا ، خوب و بد هرچی که هست، زندگی همش همین ثانیه هاست
زندگی کن، زندگی کن لحظه لحظه زندگی کن
اگه تلخه اگه شیرین، عشقه محضه زندگی کن
زندگی کن شاید امروز روز اقبال تو باشه
شاید این بختی که میگن لحظه ای مال تو باشه
زندگی کن که هنوزم رو لبا فرصت خندست
تو صدات هنوز ترانست، تو چشات هنوز پرندست
از همین لحظه به فکر لحظه ای باش که تو راهه
لحظه ای که با تو خوبه، لحظه ای که با تو ماهه

خوب دیگه اینم از آخرین آپ پاییزی . خدانگهدار پاییز ![]()

نوشته شده توسط *•.•*ღ♥ღ الهام ღ♥ღ*•.•* در پنجشنبه 1386/09/29 ساعت 23:13 موضوع | لینک ثابت
پیداست هنوز شقایق نشدی ... 
زندانی زندان دقایق نشدی ... 
وقتی که مرا از دل خود می رانی ...
یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی ...
زرد است که لبریز حقایق شده است ... 
تلخ است که با درد موافق شده است ... 
عاشق نشدی وگر نه می فهمیدی ...